تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

روانشناسی @ مشاوره
ارتقای سطح سلامتی و بهداشت روان
                                              خشم
+ نوشته شده در  یکشنبه 17 آبان1388ساعت 21:40  توسط ناصر گلک  | 

برسی نقش روان نژندگرایی در سازگاری با درد مزمن( کنترل درد - رفتار شکایت از درد )

درد مزمن وضعيتي تحليل‌برنده است كه فرد دردمند را نه تنها با فشار ايجاد شده به وسيله درد بلكه با بسياري از عوامل فشار مستمر ديگري مواجه مي‌سازد كه وجوه گوناگوني زندگي او را تحت تأثير قرار مي‌دهد.

زندگي كردن با درد مزمن مستلزم تحمل فشار عاطفي قابل توجهي است كه توانمنديهاي عاطفي و هيجاني انسان دردمند را كاهش مي‌‌دهد. خواست بيمار براي رهايي از درد غالباً دست نيافتني است و اين مسئله موجب تضيف روحيه، احساس نااميدي، درماندگي و افسردگي مي‌گردد. علاوه بر اين، درد مزمن نه تنها ظرفيت فرد دردمند بلكه ظرفيت اطرافيان او را كه براي وي حمايت به وجود مي‌آورند به تحليل مي‌كشاند.

ادامه مطلب را در صفحه بعد بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 3 آبان1388ساعت 22:6  توسط ناصر گلک  | 

عشق يك حالت است؛ حالتي كه گرايش به تركيب دارد؛ گرايشي كه «من» را به سوي «ما» رهنمون مي سازد؛ بنابراين، رويكردي است به سوي رشد، در حالت عشق، فرد عاشق به زمان مي پيوندد و غم گذشته ها و وحشت آينده را فراموش مي كند.

 نوجواني كه به خانواده، قبيله و يا مليت خويش عشق مي ورزد، در حقيقت «خود» را از زندان فرديت رهايي مي بخشد و از طريق پناه بردن به تواناييها، زيبائيها، و ريشه هاي پايدار، سعي دارد خويش را كامل سازد و بدين ترتيب خود را از غم و تهديد ناتوانيها، زشتيها و ناپايداريها، مصون احساس مي كند؛ اديبي كه به مطالعه آثار ادبي مهر مي ورزد، در حقيقت از اين طريق، رنج كج انديشي ها و كوتاه بيني ها و رفتارهاي خشونت بار و ارتباطات غيرانساني را به فراموشي مي سپارد و در جهان ادبي پرداخته از انديشه هاي بلند و آكنده از لطايف، زيبائيها و ظرافيت مي آسايد. در عشق والدين به فرزند، آنان درد پيري، ناتواني و حسرتها را از طريق پناه بردن در شادابي، جواني، توانايي و افتخارآفريني فرزند فراموش كرده و درمان مي كنند؛ همچنان كه دو دلداده، از طريق ارتباط با يكديگر، آرزوها و حسرتهاي خويش را جستجو مي كنند و خلاءهاي ذهني خويش را تكميل شده احساس مي كنند.


با تامل در مثالهايي كه اشاره شد، درمي يابيم كه عشق فرايند پناه جويي و امنيت طلبي است كه به منظور مصونيت از تهديدها و خطرات و رفع خلاءها و نواقص و دستيابي به آرزوها و آمال انجام مي پذيرد و از طريق توسعه وسعت «من» موجبات رشد عاشق را فراهم مي آورد.

بدين ترتيب مي توان نتيجه گرفت كه «عشق» در حقيقت جستجوي حيات است، جستجويي كه از مرزهاي تنگ فرديت فراتر مي رود و بقا را در سطح وسيع تري مي پويد، از اين نظر، «عشق» به نوعي جمع گرايي و ميل به ارتباط تعبير مي شود كه از مرزهاي خويشتن فراتر مي رود و آن را گسترش مي دهد. در جريان عشق ورزي، آدمي آرزوها، اميال و خواسته هاي خود را در وراي «من» خويش مي جويد و در جستجوي حيات و بقا، از چارچوب فرديت فراتر مي رود و زندگي در پهنه گسترده تري مطرح مي شود.
از اين رو، كسي مي تواند عاشق باشد كه دنياي او در چارچوب فرديت نگنجد و قفس فرديت براي ذهنيتي كه او پرورده است، تنگ باشد. فرد عاشق آمال و زندگي را در جمع خويشتن و معشوق مي جويد و بدين ترتيب از مجموع اين دو، به دنبال چارچوب وسيع تري است كه جهان مورد نظر را برپا دارد.
در عين حال، با انتخاب معشوق خود بر اين باور است كه مرجع و پناهگاهي براي ارزشهاي دلخواه خويش پيدا كرده است و تحقق وصل به او اجازه خواهد داد كه حركت دروني سيستم حيات خود را در فراخناي وسيع تر شدت بخشد و از تنگناي تنهايي رهايي يابد.

           سبزی عشقتان را به سوي  نورانیت مبدا هستی سوق دهید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 19:37  توسط ناصر گلک  | 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 10 مهر1388ساعت 23:55  توسط ناصر گلک  | 

سختیهای روزگار شما را از حرکت و تلاش باز ندارد

چرا که کارگردان هستی نقشهای سخت را به افراد قوی می سپارد

پس بدانیدحرکت آغاز تغییر است

تغییر نشان دهنده تحول است

تحول مبشر رشد است

و رشد مبین خودشکوفایی است

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 مهر1388ساعت 0:20  توسط ناصر گلک  | 

هر کاری را بخواهید بکنید راهش را پیدا میکنید

و هر کاری را نخواهید بکنید بهانه اش را پیدا میکنید

پس سعی کنید بیشتر راه پیدا کنید تا بهانه چرا که برای هر کاری راه حل منطقی ای وجود دارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 مهر1388ساعت 21:2  توسط ناصر گلک  | 

 

عید سعید و سبز فطر بر همه دوستان مبارک باد

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 شهریور1388ساعت 23:15  توسط ناصر گلک  | 

استرس و اضطراب به منزله بخشی از زندگی هر انسان در همه افراد در حدی اعتدال آمیز وجود دارد و در این حد به عنوان یک واکنش سازمان یافته تلقی می شود.                                                            
 بطوری که اگر حدی از استرس و اضطراب نبود همه ما در خواب فرو میرفتیم. آنچه باید دانست این است که اگراسترس و  اضطراب  از حد طبیعی خود خارج شود نه تنها بیدار کننده و مفید نیست بلکه آسیب رسان و مخرب تمام ابعاد و زوایای زندگی نیز میشود.                                    
حال چه باید کرد:

۱ـ به خدا توکل کنید واز او استعانت بجویید

۲ـ خود را باور کنید

۳ـ  ناکامیهای گذشته را در این مقطع کنار بگذارید

۴ـ الویتهارا مشخص کنید

۵ـ برای هر موضوع بتناسب اهمیت و موقعیت برنامه ریزی کنید

۶ـ راه حلهای مناسبی برای هر موضوع انتخاب و بکار ببندید

۷ـاز نوشیدنیهای کافین دار و خوردنیهای محتوی ادویجات زیاد خودداری کنید

۸- امیدوار به موفقیت باشید و با این حالت در مسیر موقعیت جدید حرکت کنید

+ نوشته شده در  شنبه 21 شهریور1388ساعت 17:43  توسط ناصر گلک  | 

ارامش روان موضوعی است که ازبدو خلقت  تا کنون انسان و تمامی موجودات عالم همیشه بدنبال آن بوده اند و  اسلام کاملترین دینی است که برای رسیدن به این آرامش برنامه های ویژه ای را برای مخلوقات تدارک دیده و ابلاغ کرده است.

یکی از این برنامه ها که سخنان در مورد آن بسیار گفته شده ایام ماه مبارک رمضان و لیالی قدر است به همین دلیل سخن زیبایی از حضرت ایه الله جوادی آملی دیدم که عینا تقدیمتان میکنم:

 ليالي قدر براي ما تعيين كننده است. صرف آمرزش گناهان مرده‌ها مطرح نيست. اينها يكي از زواياي فرعي ليله قدر است. شرح صدر طلب كردن، ظهور ولي عصر را مسئلت كردن، گسترش فرهنگ اسلامي را خواستن، وفاق ملي را مطرح كردن، كينه‌ها را از دل زدودن و صدها معارف و معالي ديگر در صدر خواسته‌هاي ماست؛ آمرزش گناهان هم جزء خواسته‌هاي ماست. ولي عمده آن است كه گناه رخت بربندد، نه گناه بيايد و آمرزيده شود! عمده آن است كه از خدا بخواهيم كه اهل معصيت نباشيم.

رهايي از «ليلة‌ القبر» براي رسيدن به «ليلة‌ القدر»

از خدا بخواهيم كه آن توفيق را، آن معرفت را، آن محبت را به ما عطا كند كه ما هم ليله قدر بشويم. آنها كه ليله قدر شدند، اسوه مايند. اگر درباره فاطمه زهرا (س) آمده است كه او ليله قدر است، اين سخن از سنخ تمثيل است و نه تعيين. يعني 41انسان كامل هر كدام ليله قدرند. و اگر آنها ليله قدرند، شاگردان آنها مي‌توانند در حوزه ايماني خود ليله قدر بشوند. تو ليلة‌ القدري، بدان؛ در صورتي كه از ليلة‌ القبري بيرون بيايي! همه بزرگان به ما گفتند: اگر از ليلة‌ القبري به درآمدي، ليلة‌ القدر مي‌شوي! اينكه در درونش گورستان فتنه هاست، گورستان غيبت هاست، گورستان آمال و آرزوهاست، شكمش هم گورستان حرام هاست؛ اين «ليلة‌ القبر» است، نه ليلة‌ القدر!

اگر از ليلة‌ القبري به درآمد، «ليلة‌ القدر» مي‌شود؛ آنگاه خير من الف شهر(1) مي‌شود، يك نفر بيش از هزار نفر مي‌شود، آنگاه كم من فئه قليله غلبت فئه كثيره باذن الله(2) خواهد شد. يك شب اگر بر هزار ماه فضيلت دارد، يك انسان هم بر هزار گروه فضيلت دارد. در صورتي كه از ليلة‌ القبري به دربيايد، ليلة‌ القدر بشود. اينها نظير اسماء الله نيست كه توقيفي باشد! اگر به ما گفتند: فاطمه زهرا(س) ليله قدر است، يعني اي زنان عالم! شما هم مي‌توانيد در حوزه ايماني خود به دنبال مولاه و سيده خود، ليلة‌ القدر بشويد. و اگر كسي قرآن در جان او جلوه كرد، او همين ليلة‌ القدر را در حوزه ايماني خود خواهد داشت.

محفوظ بودن قلب مالامال از معارف قرآن از آفات نسيان و عذاب الهي

مرحوم امين الاسلام طبرسي در ذيل اين آيه كه خداي سبحان برخي را در دوران سالمندي به نسيان مبتلا مي‌كند، منكم من يرد الي ارذل العمر لكيلا يعلم من بعد علم شيئا (3)؛ اين حديث نوراني را نقل كرد: الا قلبا قد راي القرآن. مگر قلبي كه ظرف قرآن باشد، در دوران پيري به نسيان مبتلا نمي‌شود و خدا چنين قلبي را هم عذاب نمي‌كند بنابراين آمرزش گناهان يكي از فوائد جزئي اين ادعيه است. عمده، گسترش اسلام است و ظهور ولي ماست، عمده رفع نفاق و حضور و حصول نفاق است و صدها خير و بركت و مانند آن.

شفافيت جريان «شب قدر» در اسلام

به قدري ليله قدر در اسلام روشن بود كه مانند صاحب اصلي اش يعني ذات اقدس اله ضمير بدون مرجع آمده. يك وقت شما مي‌خوانيد: قل هو؛ اين هو بدون اينكه مرجع قبلاً گفته بشود ذكر شده است. سرش آن است كه لازم نيست اول اسم خدا را ببرند، بعد بگويند (او)! همين كه گفتند (او)، معلوم است كيست. خدا معروف هر كسي است، محبوب هر كس است. در جريان ليله قدر و قرآن آنقدر قرآن مشخص شده بود كه بدون اينكه مرجع ذكر بشود، ضمير به قرآن برگشت. فرمود: انا انزلناه في ليلة‌ القدر(4). اين اولين آيه آن سوره است بعد از (بسم الله). قبلاً سخن از قرآن نبود، قبلاً سخن از وحي نبود؛ اما در اولين آيه سوره قدر مي‌خوانيم: انا انزلناه في ليلة‌ القدر. معلوم است كه ضمير به وحي و قرآن برمي گردد! اين ليله قدر آنقدر شهرت پيدا كرد كه شد ظرف قرآن كريم. و چون قرآن كريم محبوب و معروف همه بود؛ لازم نبود قبلاً نامي از آن برده شود تا ضمير به آن برگردد.

سلام دائمي ملائكه در طول شب قدر بر همه مؤمنان روزه‌دار

(قدر) هم به معناي شرف و فضيلت است و هم به معناي تدبير امور. شرف و فضيلت در اين است كه فرشتگان، مرتب به صائمين و صائمات سلام عرض مي‌كنند. از اول شب تا مطلع الفجر ملائكه مي‌آيند، سلام مي‌كنند. اين سلام ملائكه را اگر كسي بشنود، معلوم مي‌شود ليله قدر را درك كرده است. گفتند: آيا براي شب قدر علامتي هست؛ گفتند: آري، هواي لطيف و ملايمي دارد. گاهي انسان احساس مي‌كند يك نسيمي دارد مي‌وزد، نسيم بهاره. خواه تابستان باشد، خواه پاييز و زمستان؛ آن نسيم ملايم بهاري را در شب قدر احساس مي‌كند، مي‌گويند: اينها همه نفحه رحماني ليله قدر است، اينها اثر سلام ملائكه است.

اين سلام كردن تنها مخصوص وجود مبارك ولي عصر نيست. آنچه مخصوص آن حضرت است، آن است كه حقائق و مقدرات را به حضور آن حضرت تقديم مي‌كنند. اما فرشتگاني كه نازل مي‌شوند، به هر مؤمن روزه دار سلام مي‌كنند. اگر سلام مي‌كنند، براي آن است كه يا سلام خدا را مي‌رسانند، يا سلام ملائكه حامل عرش را مي‌رسانند، يا سلام خود را ابلاغ مي‌كنند. در سوره مباركه احزاب فرمود: هو الذي يصلي عليكم و ملائكته ليخرجكم من الظلمات الي النور (5) خداي سبحان همانطوري كه نسبت به رسولش تصليه و سلام دارد، نسبت به مؤمنين و مؤمنات هم تسليم دارد. فرمود: هو الذي يصلي عليكم و ملائكته. خدا بر شما صلوات مي‌فرستد، ملائكه خدا هم بر شما صلوات مي‌فرستند تا شما را از ظلمت به درآورند و نوراني كنند.

پس چه كمالي برتر از آن است كه انسان خود را به جايي برساند كه خدا به او سلام بفرستد، ملائكه خدا به او سلام بفرستد! شب قدر به ما اين قدر و شرف را خواهد داد كه مخاطبان سلام و صلوات خدا و حمله عرش و خدا و ملائكه الهي باشيم؛ تا كدام مرتبه، نصيب مخاطب بشود، چه سلامي، او را دريافت بكند ! پس قدر، هم به معناي شرف و فضيلت است، هم به معناي تقدير امور. هم ما مقدرات جوامع انساني، اسلامي و شيعي را از خداي سبحان مسئلت كنيم، هم شرف و منزلت مان را در اين شب از ذات اقدس اله درخواست كنيم كه ما را با آبرومندي در دنيا و آخرت اداره كند و به غير خود واگذار نكند.

سخنراني آيت الله جوادي آملي (دام عزه الشريف) در مراسم احياي شب 19 ماه مبارك رمضان ـ مسجد اعظم قم ـ سال ۸۳ .نقل از سایت تابناک

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 شهریور1388ساعت 14:15  توسط ناصر گلک  | 

 مقدمه :طبق تعريف سازمان بهداشت جهاني، سلامت، حالت تندرستي کامل جسماني، رواني و اجتماعي است و نه صرفاً فقدان ضعف يا بيماري. از ديدگاه الگوي زيستي، رواني و اجتماعي سلامت چيزي است که فرد از طريق توجه به نيازهاي زيست شناختي، روحي، رواني و اجتماعي آن را به دست مي آورد. امروزه بر همگان روشن است که تأمين نيازهاي رواني و عاطفي در گرو معنويت و دين نهفته است. 
    انسان ها به آرامش و سلامت رواني نياز دارند، زيرا در سايه آرامش مي توانند به رشد و کمال، اهداف عالي و سجاياي اخلاقي برسند. از سويي ديگر، سلامت رواني در گرو جلوگيري از علل و عوامل شرايط تنش زا نهفته است. به يقين مي توان گفت آرامش رواني و عاطفي مهم ترين نياز روزافزون همه انسان ها در گستره جهان است. زيرا غالب افراد در دنياي امروز به ويژه در غرب از ناامني رواني، اضطراب و افسردگي رنج مي برند و اگر انسان در پي درمان واقعي خويش است بايد خودفريبي نکرده و در پي راه حل هاي بيهوده نباشد. اگر به ريشه هاي بيماري هاي رواني جامعه دقت کنيم، به يکي از علل آن يعني ضعيف بودن ارتباط انسان ها با خدا مي رسيم.
  
 

به همین دلیل يكى از مهم‏ترين مسائل دين مبين اسلام توجه به بهداشت جسمانى و روانى است. از ديدگاه آموزه‏هاى دينى هيچ انسانى حق ندارد كه با انجام كارهاى زيان آور و روى آوردن به امور ناشايست، به سلامت جسم و روان خود آسيب وارد كند و يا خود را در معرض هلاكت و نابودى قرار دهد. قرآن كريم در اين زمينه مى‏فرمايد: «...لاتلقوا بايديكم الى التّهلكة...؛با دستان خود، خويشتن را به هلاكت نيندازيد...».

نظر به اين كه مسئله سلامتى و بيمارى هم براى فرد و هم براى جامعه از اهم موضوعات بوده، لذا هميشه بشر به دنبال كشف علل و عوامل پيدايش بيمارى و راه‏هاى پيش‏گيرى از آن بوده است.

هم چنين كشف و تبيين علل بيمارى فقط مخصوص انسان‏هاى عادى نبوده، بلكه اولياى الهى هم ساير انسان‏ها را به رعايت و حفظ بهداشت جسم و روان سفارش نموده و به منظور شناسايى و راه‏هاى پيشگيرى از ابتلا به انواع بيمارى‏هاى جسمى و روانى راهكارهايى را پيشنهاد داده‏اند. يكى از اين راهبردها بهره‏گيرى از دعا و نيايش است كه در اين نوشتار به بيان اهميت و تأثير آن در سلامت روان و آثار روان شناختى‏اش خواهيم پرداخت. اميد است كه مورد توجه و عنايت نيايشگران واقعى قرار گيرد.

اهميت و جايگاه نيايش

يكى از مهم‏ترين آموزه‏هاى تربيتى مكتب حيات بخش اسلام دعا و نيايش است. دعا همان خواست قلبى است كه با زبان درخواست مى‏شود و در واقع رفتارى است كه طى آن فرد مستقيماً با خداوند ارتباط برقرار كرده و به راز و نياز مى‏پردازد. دعا وسيله تقرّب انسان به خداست. خداوند در قرآن كريم مى‏فرمايد: «...ادعونى استجب لكم...؛ مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم.» هيچ انسانى نيست كه گرفتارى و مشكلات در زندگى نداشته باشد. بلاهاى روحى همه انسان‏ها را تهديد مى‏كند و ارتباط با خدا دردها را زايل مى‏كند و باعث آرامش زندگى مى‏شود.

امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «دعا كن، زيرا شفاى همه دردهاست.» انسان در دعا با خداى خود مناجات مى‏كند و از مشكلاتى كه زندگى‏اش را نگران كرده به او پناه مى‏برد. نيايش احساس مذهبى افراد را تقويت نموده و رابطه بين انسان با خداى خويش را مستحكم مى‏سازد. انسان وقتى از دارنده تمام كمالات چيزى را طلب مى‏كند و با او ارتباط برقرار مى‏نمايد، احساس لذت و سرور مى‏كند و به عكس وقتى از غير خدا چيزى درخواست مى‏كند، احساس ذلّت و خوارى مى‏كند. اين احساس عزّت و لذّت بر سلامت روان تأثير مى‏گذارد. راز و نياز از جمله راه‏هاى معنوى ـ عاطفى يارى جستن از قدرت بى‏نهايت خداوند است، زيرا در انسان اين گرايش وجود دارد كه در سختى و فشار به قدرت و تكيه‏گاهى رو مى‏آورد و چه قدرت و تكيه‏گاهى اصيل‏تر و قابل اعتمادتر از قدرت لايزال الهى كه پناهگاه انسان واقع شود؟!

يكى از روان شناسان مى‏گويد: «امروزه يكى از علوم، يعنى روان پزشكى همان چيزهايى را تعليم مى‏دهد كه پيامبران تعليم مى‏دادند، زيرا روان پزشكان دريافته‏اند كه دعا، نماز و داشتن يك ايمان محكم به دين، نگرانى، تشويش، هيجان و ترس را كه موجب بيش‏تر ناراحتى‏هاى ماست، برطرف مى‏كند.»

بنابراين راز و نياز علاوه بر اين كه غم و اندوه را زايل مى‏كند، باعث اطمينان قلب و قدرت روحى مى‏شود، زيرا انسان در نهايت به ويژه در وقت اضطراب غالباً با حضور قلب و خلوص نيّت رو به سوى خدا مى‏آورد و با او درد دل مى‏كند، عقده‏هاى خويش را بيرون مى‏ريزد و اسرار خود را كه در نهان گاهش هست، به زبان مى‏آورد و تنها از او راه چاره و گريز را طلب مى‏نمايد و با آه و ناله تقاضاى كمك مى‏كند، به ديگر سخن وقتى نيايشگر از ژرفاى دل دست به دعا بر مى‏دارد، نوعى شادابى و بهجت و انبساط در درون خود احساس مى‏كند كه حاضر نيست با هيچ بهايى آن را از دست بدهد.

دكتر آلكسيس كارل مى‏گويد: «دعا محكم‏ترين و بالاترين حلّال مشكلات است، تأثير دعا واقعاً شگفت‏انگيز است قدرت دعا و نيايش نشانه آزاد شدن انرژى است، همان طور كه به كمك تكنيك‏هاى علمى انرژى اتمى را آزاد مى‏كنند، با استفاده از قدرت دعا و از طريق شگردهاى علمى مى‏توان انرژى معنوى را آزاد ساخت. آثار اين قدرت انرژى‏زا بر بسيارى از مردم آشكار است.

آثار روان شناختى نيايش

نيايش از نظر روان شناختى آثار متعددى در روح و روان آدمى دارد كه در ادامه اين نوشتار به بيان برخى از شاخصه‏هاى آن خواهيم پرداخت.

1ـ رهايى از تنهايى و بيگانگى:

نيايش انسان را از انزواى درونى بيرون مى‏آورد و به جمع پيوند مى‏دهد. در حقيقت هم نشين شايسته‏اى است كه تنهايى و غربت را به انس و الفت تبديل مى‏كند. شخصى كه در حال دعا و نيايش است، نه تنها خود را بيگانه نمى‏بيند، بلكه با چشم دل مى‏فهمد كه در آن حالات عرفانى، مجموعه جهان هستى با او همنوا هستند، زيرا قرآن كريم مى‏فرمايد: «...و ان من شى‏ءٍ الّا يسبّح بحمده ولكن لاتفقهون تسبيحهم... هر موجودى تسبيح و حمد خدا را مى‏گويد ولى شما تسبيح آن‏ها را نمى‏فهميد.»

2ـ روشن دلى:

دومين اثر از آثار نيايش روشن دلى است. انسان همين كه به حكم ارتباط با معبود خويش جهان را به نور حق و حقيقت روشن ديد، همين روشنى فضاى روح او را روشن مى‏كند و در حكم چراغى مى‏گردد كه در درونش روشن شده باشد. چنين فردى به خوبى مشكلات را مى‏بيند و در پرتو عنايات خداوند متعال به حل مشكلات مى‏پردازد و كم‏تر دچار اضطراب مى‏شود.

3ـ كاهش ناراحتى‏ها:

زندگى بشر آكنده از شيرينى‏ها و تلخى‏ها، آسايش و رنج، پيروزى و شكست مى‏باشد، لذا بشر موظّف است با طبيعت دست و پنجه نرم كند تا بتواند تلخى‏ها را به شيرينى و شكست‏ها را به پيروزى تبديل كند.

نيايش و ارتباط با معبود در انسان نيروى مقاومت مى‏آفريند و تلخى‏ها را قابل تحمّل مى‏گرداند، به طورى كه لذّت زندگى در دوره پيرى براى مردم خداپرست و مؤمن از دوره جوانى بيش‏تر مى‏شود و قيافه مرگ در چشم فرد با ايمان انتقال از دنياى فانى به دنياى باقى و از جهانى كوچك‏تر به جهانى بزرگ‏تر است. از اين رو چنين فردى نگرانى‏ها و اضطراب خويش را از مرگ با كوشش در كارهاى نيك كه در زبان دين «عمل صالح» ناميده مى‏شود، بر طرف مى‏سازد و از نزديك شدن مرگ دچار اضطراب نمى‏شود.

4ـ اميد و نشاط:

هر انسانى كه بخواهد با روانى شاداب و روحيه‏اى بالا با مشكلات زندگى مواجه شود و با اميد و اطمينان، زندگى خويش را ادامه دهد، بايد به نيايش پناه برد.

راز و نياز با خداوند به انسان اميد و توان مى‏دهد! فرد احساس مى‏كند كه به پناهگاه مطمئن متّكى است و بدين سان احساس نشاط و توانمندى مى‏كند و اگر اين ارتباط با آن منبع عظمت و رحمت قطع باشد، احساس دلتنگى و نگرانى در او ايجاد مى‏شود و به بيمارى‏هاى روانى گرفتار مى‏شود.

به اين حقيقت بسيارى از روان شناسان و روان كاوان اشاره كرده‏اند و ايمان به خدا را اساس و پايه پيش‏گيرى و معالجه بيمارى‏هاى روانى مى‏دانند.

5 ـ پرورش تمركز ذهن:

اضطراب فكرى و تنش‏هاى روانى از بيمارى‏هاى مهلكى است كه بشريّت قرن حاضر را تهديد مى‏كند. روان كاوان و دانشمندان مى‏كوشند تا راه‏هاى كاهش بار فكرى انسان‏ها را پيش بينى كنند و به فكر و روان او استراحت دهند و او را از دگرگونى‏هاى روحى نجات دهند. مهار اين پراكندگى‏هاى فكرى و تنش‏هاى درونى شرط نخست دست‏يابى به نبوغ، درايت و فهم مسائل است. به همين دليل سعى مى‏شود مكان هايى كه براى مطالعه و تحقيق در نظر گرفته مى‏شود از آرام‏ترين، مطبوع‏ترين و دل انگيزترين مكان‏ها باشد تا امكان تمركز ذهن و رفع نگرانى را فراهم آورد.

نيايش و پرستش اگر با شرايط باطنى و ظاهرى انجام شود نه تنها ذهن را در مدار تمركز مى‏نهد، بلكه درون را نورانيّت و صفا مى‏بخشد و اگر انسان حضور قلب و توجّه در نيايش را به خوبى درك كرده باشد، توان آن را پيدا مى‏كند كه در يك لحظه تمام قواى ذهنى را متوجه يك چيز بكند و آن پروردگارش مى‏باشد.

6ـ برخوردارى از لذّات معنوى:

يكى ديگر از آثار دعا و نيايش برخوردارى از يك سلسله لذّت‏هاست كه «لذّات معنوى» ناميده مى‏شود. انسان دو گونه لذّت دارد: يك نوع لذّت‏هايى كه به يكى از حواسّ انسان تعلّق دارد و در اثر برقرارى ارتباط ميان يك عضو با جهان خارج حاصل مى‏شود، مانند لذّتى كه چشم از ديدن و گوش از راه شنيدن و دهان از راه چشيدن مى‏برد. نوع ديگر لذّت‏هايى است كه با عمق روح و جان آدمى مربوط است و به هيچ عضو خاصّى مربوط نيست، مانند لذّتى كه انسان از راه احساس و خدمت يا از احترام مى‏برد كه نه به عضو خاصّى تعلّق دارد و نه تحت تأثير مستقيم يك عامل مادى خارجى است.

لذّات معنوى از لذّات مادى هم قوى‏تر هستند و هم پايدارتر و لذّت و نيايش و دعا براى كسانى كه قدر آن را مى‏دانند از اين گونه لذّات است.

7ـ بر طرف كننده تكبّر:

انسان ذاتاً خواهان كمال و سعادت دنيوى و اخروى است و سعادت و كمال وى در گرو پرستش خدا و اطاعت از اوست، زيرا ممكن الوجود زمانى به كمال مى‏رسد كه به واجب الوجود بپيوندد و نيايش، اين اكسير عظيم، عبارت است از: تلاش و جلوه‏هاى معنوى اشرف مخلوقات در پيشگاه خالق اكبر.

در پرستش و نيايش گفتارها و كردارها براى تواضع و خشوع در مقابل حضرت حق تعالى است و با ياد او آرام و استوار است. امام سجّاد(ع) مى‏فرمايد: «خدايا! دل‏هاى ما را به ياد خود و زبان هايمان را به سپاس خود و اندام‏هايمان را به طاعت خود مشغول گردان.

8 ـ بازيابى خود

هنگامى كه انسان به مادّيات و لذّت‏هاى حاصل از آن مشغول باشد و همواره در جهت ثروت اندوزى و جاه‏طلبى و بى‏بند و بارى گام بردارد، به تدريج خدا را كه مبدأ آفرينش موجودات است، فراموش كرده كه اين امر منجر به فراموشى خود واقعى مى‏شود. قرآن كريم در اين زمينه مى‏فرمايد: «ولاتكونوا كالّذين نسوا اللّه فانساهم انفسهم؛و مانند كسانى نباشيد كه خدا را فراموش كردند و خداوند نفوس آنان را از يادشان برد.»

بنابراين انسان با نيايش و ياد خدا، خودِ واقعى خويش را كه از عالم ربوبى است، باز مى‏يابد و هرچه توجه او به خدا بيش‏تر مى‏شود، به همان نسبت با خود آشنا مى‏گردد و به خويشتن جانى تازه و آرامشى ويژه مى‏بخشد.

9ـ خروج از غفلت:

آخرين پيامد و اثر نيايش كه در اين نوشتار بدان اشاره مى‏شود، «خروج از غفلت»است.

طبيعت زندگى دنيا غفلت زاست، گاهى انسان را چنان به خود مشغول مى‏سازد كه همه چيز را فراموش مى‏كند حتّى خويشتن را. دعا و نيايش فرصت خوبى براى بازنگرى در اعمال و باز يافتن خويش و نجات از چنگال اهريمن عفلت را فراهم مى‏سازد. نيايش انسان را متوجه معاد و روز جزا مى‏كند و باعث خروج انسان از غفلت و بى‏توجهى مى‏شود. سوره حمد را «سورة الدعاء» ناميده‏اند، زيرا وقتى انسان در هر روز در نماز چندين بار مى‏گويد: «اهدنا الصّراط المستقيم>به ياد راه مستقيم كه راه اولياء و هدايت يافتگان است مى‏افتد و سعى مى‏كند با اعمال و كردار خويش از مسير صراط مستقيم نلغزد تا به مقام قرب الهى برسد و سعادت آخرت نصيب وى شود.

نقل از سایت:http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 22:46  توسط ناصر گلک  | 

 
power by : tarahan-web