روانشناسی @ مشاوره
Psychology & Counselling And a political
منافع ملی یعنی اینکه باید از اقوام ملت ساخت، نه از ملت اقوام ، بنابراین اقوام ساکن در یک کشور تا خود را یک ملت ندانند نمی توانند چیزی بنام منافع ملی را درک و احترام نمایند

 
تاريخ : دوشنبه 16 خرداد1390
بی اعتنایی مقابله ای یا لجبازی موضوعی است که خانواده ها و جامعه به آن حساسیت نشان میدهد

این مشکل زمانی بیماری یا اختلال محسوب میشود که بعنوان یک رفتار تقریبا ثابت در طول حداقل شش

ماه دیده شود و این رفتار مقابله ای یا لجبازانه متناسب با سن فرد نباشد مثلا ناشی از حس مالکیت در

کودکان و یا حس استقلال طلبی که در نوجوانان ویا جوانان مطرح است ، نباشد.

خصوصیت اساسی اختلال بی اعتنایی مقابله ای الگوی منفی کارانه ، خصمانه و بی اعتنایی رفتاری است

 که بر اساس ملاکهای کتابچه تشخيصي و آماري اختلالات رواني DSM-IV-TR حداقل پنج تا از خصوصیات

زیر باید دیده شود:

1_ غالبا از جا در می روند

2_ غالبا با افراد بزرگ ( مهم )  جر و بحث میکنند

3_ غالبا فعالانه بی اعتنایی میکنند یا از انجام خواستهای افراد  سرپیچی میکنند

4_ غالبا بصورت عمدی کاری میکنند تا دیگران آزار ببیند و ناراحت شوند

5_ غالبا برای اشتباهات خود دیگران را سرزنش میکند

6_ غالبا زود رنج هستند و به آسانی از دیگران می رنجند

7_ غالبا خشمگین هستند

8_ غالبا کینه توز و انتقامجو هستند

9_ غالبا از الفاظ زشت و توهین آمیز استفاده  میکنند

*  بطور کلی این اختلال قبل از سن بلوغ و در پسرها شایعتر است  و در سنین بین 18 تا 24 سالگی ظاهر میگردد ولی حالت پاتولوژیک این اختلال زمانی است که این رفتار  دوام غیر عادی داشته و در دوره بزرگسالی دیده شود.

در علت یابی، الگوی مشخص خانوادگی مطرح نیست ولی زمانی که در دوران کودکی والدین فوق العاده سخت گیر و عصبانی هستند شاهد بروز رفتارهایی نظیر پرخاشگری و لجبازی در فرزندان خواهند بود.


بروز رفتارهای نامطلوب  بی اعتنایی نمی تواند، به خاطر یک علت ساده باشد بلکه مجموعه ای از عوامل درونی و بیرونی در به وجود آمدن آن دخالت دارند.


سخت گیری بیش از حد در خانواده، رفتارهای دو گانه و متضاددر دوران کودکی ، ایجاد محدودیت در فعالیت های روزانه، عدم ارضای بهینه  نیازهای اساسی ، ناکامی های مکرر ، تهدید ، تنبیه و تحقیر در دوران کودکی در شرایط و موقعیت های متفاوت، بی اعتنایی به شخصیت و عدم توجه به کودک ، به خصوص بی مهری نسبت به او  و وجود احساس تنهایی و تبعیض می تواند موجب تظاهر رفتار بی اعتنایی شود. و همانگونه که اشاره شد اگر این رفتار در بزرگسالی همراه با رفتار غیر قابل انتظار و متناسب با سن دیده شود ، نشان دهنده وضعیت پاتولوژیکی اختلال است که نیاز به درمان دارد.

درمان کودکان و نوجوانان خیلی سخت نیست ، والدین برای جلوگیری از رفتارهای نامطلوب میبایست محیطی شاد و آرامش بخش ایجاد کنند ، ترساندن و تهدید موجب کاهش اعتماد به نفس آنها شده و کاهش اعتماد به نفس نیز از عوامل اصلی بی اعتنایی و لجبازی به شمار می رود. بعبارت دیگر پرهیز از کلنجار میان والدین و فرزندان و همچنین فراهم کردن آرامش و امنیت خانواده، تاثیر بسزایی در پیشگیری از این اختلال  دارد.
به طور کلی والدین باید کمتر به فرزندان خود امر و نهی کنند و بیشتر با رفتار صحیح خود، الگوهای رفتاری درست را به صورت عملی به آنها بیاموزند.

اما درمان بزرگسالان مشکل است  چرا که ممکن است این رفتار تداوم یافته دوران کودکی ، با اختلالات دیگری از قبیل اختلال شخصیت هیستریک و اختلال خود شیفتگی ترکیب شود ، در این صورت درمان میباست بر روی اختلال شخصیت  انجام پذیرد.                           

 از نظر روانکاوي، علت ايجاد اين دسته از اختلالات، توقف و تثبيت رواني فرد در يکي از مراحل چند گانه رشد رواني در سال هاي ابتدايي زندگي فرد است و بطور خلاصه، اين افراد براي کاهش اضطراب ناشي از خود کم بيني ، از انواع مکانيسم هاي دفاعي ناکارآمد همچون خيال پردازي ، دروغگویی ، برون فکني ، پرخاشگري  و ساير مکانيسم هاي دفاعي سود مي برند.

بنابر این چنانچه مشکلات و عقده های حل نشده دوران کودکی یا نوجوانی ، در بزرگسالی با رفتار هیستریکی همراه با خودشیفتگی ترکیب شود موضوع دچار پیچیدگی شده ودرمان سخت میشود.جرا که این بیماران تشنه سيري ناپذير توجه اند ،

از ويژگي هاي ديگر اين بیماران از دست دادن حس واقعيت سنجي در مواقعي است که تحت فشار رواني قرار مي گيرند. به عنوان مثال اين اشخاص به علت حس خودکم بيني نافذي که بر آنها حاکم است اگر به مجلسی باشکوه پا بگذارند ، دچار استرس شديدي مي شوند و براي مدت کوتاهي ممکن است دچار حالت هايي نظير واقعيت زدودگي شوند. در اين حالت، خود و جهان اطراف خود را به طور واقعي درک نمي کنند و گويي در رويا به سر مي برند و به صورت گذرا دچار توهمات شنوايي يا بينايي مي شوند

همچنین این بیماران در معرض خطر ابتلا به اختلال شخصيت خودشيفته یا نارسيسيستيک هستند ، افراد مبتلا به این اختلال در عین حالی که دارای يک احساس خود بزرگ بيني فوق العاده هستند ولیکن در درون از احساس حقارت و خود کم بيني رنج مي برند ( رفتار باقی مانده دوران کودکی) .

 در چنین ترکیبی ( رفتار ناشی از عقده های باقی مانده کودکی در ترکیب اختلال هیستریک و خودشیفتگی ) بیمار مبتلا نيازمند اين است که به شکل افراطي تحسين و مورد توجه قرار گیرد ، حال اگر چنین نشود به شکلی زننده، مخالفين و منتقدين خود را تحقير و تخريب مي کند ، و رفتار برگشتی کودکی اش از قبیل جر و بحث با افراد بزرگ ، از کوره در رفتن ، خشم و رفتار لجوجانه ( بی اعتنایی )  در او به شکل بارزی نمایان میشود .

 آنچه عمده مشغوليت ذهني او را تشکيل مي دهد چيزي جز محبوب بودن تا حد دست نيافتني و عهده دار بودن مسؤوليت هاي مهم و استثنايي نيست. این بیماران از توجه دیگران به خودشان لذت می برند و دوست دارند برای جلب توجه بیشتر ، چند کار را همزمان بعهده بگیرند تا نشان دهند آدم مهمی هستند لیکن اگر در جلب توجه و تحسین دیگران شکست بخورند ،  دجار اضطراب میشوند و در چنین شرایطی رفتارهای تخریبی شان شدت می گیرد.



ارسال توسط امینی صدر